|
ღღ خدابه من نزدیک استღღ
به من و یک آخر مگر مگر اشک مگر من از +فردا شب آرزوهاست ...آرزو کنید که دل هیشکی تنها نباشه....
۳ خرداد ۱۳٩۱ | ٢:۱٩ ب.ظ | ღღAzishღღ | نظرات ()
روز میلاد تنم ...چشمامو خیس خواستنت میکنم... هفده شمع روشن: نماد هفده سال که غم و شادی در خیابان و بیابان و خانه و کاشانه گذشت ... روز اول هشدهمین سال زندگیم در خلوت خاموشی گذشت... باز هم یک خلوت دیگر به سالهای خلوت من افزوده شد... +امشب شب تولده اما تو نیستی شمع و ستاره روشن اما تو نیستی دوستام همه کنارمند اما چه فایده....
٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ۱۱:٢٥ ق.ظ | ღღAzishღღ | نظرات ()
به نام خدایی که مرا عاشق تو کرد و تورا دیوانه دیگری... سلام ... بگذار آن تکه خجالت باقیمانده را هم کنار بگذارم... شاید این آخرین نامه برای دل تنگ تو باشه... نه دل تو تنگ نیست دل من دلتنگ است... خوشحالم... لیاقت آن دو چشم زیبا رو کسی داشت که ارزش دوست داشتن تورا داشت... از من که گذشت ....اما امیدوارم تا ابد عشق بین شما باشه... وقتی دیدم ...وقتی شنیدم...خورد شدم اما بی صدا سکوت کردم ... خوشبخت بشی گل مهربون من... و میلاد پاکی ات مبارک باد ... زیبا بود حرف همان دوست... لمس بودنت نه برای من برای کسی که لایق توست مبارک... + پایان یک عشق کودکانه... +دلم میخواد دوباره دوباره بشه...اه به این نت که درست نمیشه:)
٢٧ فروردین ۱۳٩۱ | ۳:۳٤ ب.ظ | ღღAzishღღ | نظرات ()
یروزی عاشق دوتا چشم سیاه شدم ۱۱ فروردین ۱۳٩۱ | ٤:۳٩ ب.ظ | ღღAzishღღ | نظرات ()
عروس شهرهای گم شده تو شدم... عروس تنهایی های خودم... عروس بی تن... عروس تنها.... میبینی چطور لباس سفید عروسی رو با رنگ خون یکی کردم... میبینی عروسی رو بدون تو عزا کردم... میبینی چه میخواستم...میبینی چی شد... میبینی عروسی در نهایت تنهایی هایم غصه شد... میبینی من عروس بی کسی هات شدم... میبینی یا باز هم چشمهاتو به روی عروس شبهات بستی.... ضمیمه نامه چهل و پنجم 1=>دلم تنگ شده برات...دل نگرونم ...اما تو....باور نمیکنم عاشق نشده شکست خوردم...باور نمیکنم ...عروس مرده شدم ....باور نمیکنم... 2=>بیخیال غصه از امروز به بعد دوباره میخندم ....دیگه عروس تو نیستم
۱۱ فروردین ۱۳٩۱ | ٤:٢٢ ق.ظ | ღღAzishღღ | نظرات ()
|
............................................. |