ღღ خدابه من نزدیک استღღ

 

به
خداوند می نویسم

من و یک
درخت ، من و پاییز ، من و بی تو بودن !

آخر مگر
تا به کی؟مگر یاس ها چه گناهی داشتند که غربت پاییز پرپرشان کرد؟

مگر اشک
ها چه شکیبایی داشتند که هیچ گاه از چشمی نریختند؟

مگر
اقاقی ها را پیامی بود برای هجرت؟ نمی دانم!

من از
کار روزگار ! جز تپیدن لحظه به لحظه و آرزوی دیدار تو،هیچ نمیدانم و فقط به خداوند
می نویسم که مگر یک بار نامه ام را بخواند و دست بر گونه های خیسم کشد تا گرمای
محبت او را حس کنم.

+فردا شب آرزوهاست ...آرزو کنید که دل هیشکی تنها نباشه....

۳ خرداد ۱۳٩۱ | ٢:۱٩ ‎ب.ظ | ღღAzishღღ | نظرات ()

روز میلاد تنم ...چشمامو خیس خواستنت میکنم...

هفده شمع روشن: نماد هفده سال که غم و شادی در خیابان و بیابان و خانه و کاشانه گذشت  ...

روز اول هشدهمین سال زندگیم در خلوت خاموشی گذشت...

باز هم یک خلوت دیگر به سالهای خلوت من افزوده شد...

 +امشب شب تولده اما تو نیستی

شمع و ستاره روشن اما تو نیستی

دوستام همه کنارمند اما چه فایده....

 

٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ | ღღAzishღღ | نظرات ()

به نام خدایی که مرا عاشق تو کرد و تورا دیوانه دیگری...

سلام ...

بگذار آن تکه خجالت باقیمانده را هم کنار بگذارم...

شاید این آخرین نامه برای دل تنگ تو باشه...

نه دل تو تنگ نیست دل من دلتنگ است...

خوشحالم...

لیاقت آن دو چشم زیبا رو کسی داشت که ارزش دوست داشتن تورا داشت...

از من که گذشت ....اما امیدوارم تا ابد  عشق بین شما باشه...

وقتی دیدم ...وقتی شنیدم...خورد شدم اما بی صدا سکوت کردم ...

خوشبخت بشی گل مهربون من...

و میلاد پاکی ات مبارک باد ...

زیبا بود حرف همان دوست...

لمس بودنت نه برای من برای کسی که لایق توست مبارک...

+ پایان یک عشق کودکانه...

+دلم میخواد دوباره دوباره بشه...اه به این نت که درست نمیشه:)

٢٧ فروردین ۱۳٩۱ | ۳:۳٤ ‎ب.ظ | ღღAzishღღ | نظرات ()

یروزی عاشق دوتا چشم سیاه شدم
اما نمیدونستم که باید انقدر دنبالش بگردم که خودم هم توی بازی زندگی سیاه بشم...
آهای دو تا چشم سیاه من منتظرم...

 
۱۱ فروردین ۱۳٩۱ | ٤:۳٩ ‎ب.ظ | ღღAzishღღ | نظرات ()

عروس شهرهای گم شده تو شدم...

عروس تنهایی های خودم...

عروس بی تن...

عروس تنها....

میبینی چطور لباس سفید عروسی رو با رنگ خون یکی کردم...

میبینی عروسی رو بدون تو عزا کردم...

میبینی چه میخواستم...میبینی چی شد...

میبینی عروسی در نهایت تنهایی هایم غصه شد...

میبینی من عروس بی کسی هات شدم...

میبینی یا باز هم چشمهاتو به روی عروس شبهات بستی....

ضمیمه نامه چهل و پنجم

1=>دلم تنگ شده برات...دل نگرونم ...اما تو....باور نمیکنم عاشق نشده شکست خوردم...باور نمیکنم ...عروس مرده شدم ....باور نمیکنم...

2=>بیخیال غصه از امروز به بعد دوباره میخندم ....دیگه عروس تو نیستم

 

 

۱۱ فروردین ۱۳٩۱ | ٤:٢٢ ‎ق.ظ | ღღAzishღღ | نظرات ()

About
.............................................

از اهالی تهرانم روزگارم بد نیست .تکه نانی دارم، خرده هوشی ،سر سوزن ذوقی .مادری دارم بهتر از گل بهشت پدری چون مهر خدا ،دوستانی بهتر از آب روان و خدایی که در این نزدیکی ست... من مسلمانم قبله ام یک گل سرخ جانمازم چشمه ،مهرم نور.دشت،سجاده من من وضو با تپش پنچره ها میگیرم.در نمازم جریان دارد عشق... محبت از پشت نمازم پیداست...همه ذرات نمازم متبلور شده است من نمازم را وقتی میخوانم که اذانش را باد سر گلدسته سرو گفته باشد. از اهالی تهرانم پیشه ام عکاسی ست.گاه گاهی نقشی میگیرم می فروشم به شما تا به ذوق آن دل تنهایتان تازه شود هنرم نوشتن است شعر خوب ومتن بارانی... از اهالی تهرانم نسبم شاید برسد به گل بهاری در جنوب به زنی زیبارو از نفس های گل خوشبویی.. مادرم نقاشی میکرد خط خوبی هم داشت...من به دنیا آمدم تا ببینم تا بگردم ،در زمین عشق پیدا بود ،موج پیدا بود برف پیدا بود ،دوستی پیدا بود..و نفرت.... اهل تهرانم اما...شهر من تهران نیست شهر من گم شده است... هر کجا هستم باشم آسمان مال من است چه اهمیت دارد گاه اگر میروید قارچ های غربت؟؟؟ من به آغاز زمین نزدیکم دختر بارانم...
Menu
.............................................




Authors
.............................................
.............................................



.............................................

WebLink
.............................................
music
دریافت همین آهنگ
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس